هفتاد سنگِ قبرِ رویایی ـ خفته‌ی سنگیِ ماک‌دیزدار

در اوایلِ قرنِ بیستم‌، بوسنیِ قرونِ‌وسطا توجهِ تاریخ‌پژوهان‌ و نویسندگان‌ را جلب‌ کرده‌ بود. در آن‌ زمان‌، گورستانِ بوگومیل‌ها جذابیتی‌ داشت‌ و افسانه‌هایی‌ درباره‌ی آن‌، در میانِ مردم‌، شایع‌ بود. دیزدار، در طولِ زندگی‌اش‌، همواره‌ در اندیشه‌ی‌ آن‌ انسانِ بوسنیایی‌ بود که‌ زیرِ سنگ‌قبرهایِ عمودی‌، در نزدیکیِ هرزگووین‌، آرمیده‌ است‌؛ شهری‌ که‌ زادگاهِ خودِ او نیز بود.

دیزدار هر آنچه‌ بر سنگ‌قبرهایِ بوگومیل‌ها حک‌ شده‌ بود رونویسی‌ می‌کرد، برخی‌شان‌ را برمی‌گزید و برخی‌ از برگزیده‌ها را بازمی‌سرود. سنگِ‌قبرسروده‌هایِ دیزدار در مجموعه‌یی‌ به‌ نامِ  خفته‌ی‌ سنگی‌ ، در 1966، منتشر شد و همین‌ کتاب‌ بود که‌ او را شاعری‌ بزرگ‌ معرفی‌ کرد.

او، در مقدمة‌  خفته‌ی‌ سنگی‌ ، می‌نویسد: «ساعاتِ متمادی‌ پشتِ ستون‌هایِ سنگیِ گورستان‌هایِ این‌ سرزمین‌، که‌ زیرِ پایِ جنگل‌هایِ کهن‌ قرار دارد، ایستاده‌ بودم‌. از فرازِ کتیبه‌هایِ عظیمِ سنگی‌، نمادهایِ گوناگونِ خورشید در ذهنِ من‌ رخنه‌ می‌کرد. از لابه‌لایِ گیاهانِ درهم‌فروپیچیده‌ تا دست‌هایِ فراگسترده‌ی انسان‌ها. در تمامِ طولِ شب‌، در میانِ تحشیه‌هایِ کتاب‌هایِ کهنه‌ محاصره‌ شده‌ بودم‌   ]... [ همان‌ وقت‌ بود که‌ با خفته‌ی زیرِ سنگ‌ دیدار کردم‌. لب‌هایِ پریده‌رنگش‌ از میانِ سنگِ سفیدِ نرم‌ باز می‌شود تا زبانِ خاموشش‌ به‌ صدا درآید. من‌ خود را در او بازمی‌شناسم‌».

او پیش‌تر نیز بر کتاب‌هایِ قدیمی‌، از جمله‌ کتابِ مقدّس‌، حاشیه‌نویسی‌ کرده‌ بود و، از این‌ رو، بسیاری‌ از شعرهایش‌ صورتِ پرداخته‌ی‌ متونِ اولیه‌ است‌.

خفته‌ی سنگیِدیزدار از آن‌ انسانِ بوسنیایی‌ سخن‌ می‌گوید که‌ زیرِ سنگ‌قبر قرون‌وسطاییِ خود به‌ خواب‌ رفته‌ است‌. شعرِ دیزدار انسانِ بوسنیایی‌ را عمیقاً ترسیم‌ می‌کند؛ انسانی‌ که‌، به‌ رغمِ تحولاتِ تاریخی‌، هنوز به‌ انسانِ «خفته‌ی سنگیِ» او می‌مانَد. اثرِ شاعرانه‌ی دیزدار نشان‌ می‌دهد که‌ بوسنیایی‌ها هویت‌، سرزمین‌، و سرنوشتِ تاریخی‌شان‌ را چگونه‌ درک‌ می‌کنند. دیزدار تصویری‌ از انسان‌ و ایمانِ او و سرنوشتِ تاریخیِ سرزمینِ خود به‌ دست‌ می‌دهد؛ سرنوشتی‌ که‌، در طیِ قرن‌ها، بر همه‌ی هم‌میهنانِ دیزدار چیره‌ گشته‌ است‌.

این‌ کتاب‌ تک‌گوییِ شاعرانه‌یی است‌ که‌ گفت‌وگویِ تاریخی‌ و جهانی‌ را ممکن‌ می‌سازد.

دیزدار در میانِ ملتش‌ چنان‌ محبوب‌ است‌ که‌، به‌رغمِ فروتنیِ عارفانه‌اش‌ که‌ همواره‌ از شهرت‌طلبی‌ روی‌ می‌تابید، امروز تصویر او بر رویِ اسکناسِ 10 مارکیِ بوسنی‌ نقش‌ شده‌ است‌ و بر پشتِ همان‌ اسکناس‌ تصویرِ یکی‌ از سنگ‌قبرهایِ بوگومیل‌هاست‌.

 

کتاب  هفتاد سنگ‌قبر رویایی، پس‌ از آن‌ که‌ شعرهایِ فراوانی‌ از این‌ مجموعه‌ در نشریات‌ چاپ‌ شده‌ بود، سرانجام‌ به‌صورتِ کتاب‌ در ایران‌ منتشر شد. حتا‌ کسانی‌ که‌ شعرِ رویایی‌ را نمی‌پسندند شاید نتوانند انکار کنند که‌ رویایی‌ از مهم‌ترین‌ و تأثیرگذارترین‌ شاعرانِ معاصرِ ایران‌ است‌.

هفتاد سنگ‌قبر شاملِ شعرهایِ کوتاهی‌ست‌ که‌ به‌ قولِ خودِ رویایی‌ پیغام‌هایی‌ هستند که‌ از زبانِ مردگان‌ به‌ شاعر رسیده‌اند. «یعنی‌ آن‌ که‌ در گور است‌ با آن‌ که‌ به‌ اصطلاحِ ما به‌ «زیارتِ اهلِ قبور» می‌رود حرف‌هایی‌ دارد. حرف‌هایی‌ که‌ از جهانِ مرگ‌ به‌ ما می‌رسد. در حقیقت‌، این‌ سنگ‌ها خیال‌هایِ من‌اند از جهانِ مرگ‌، که‌ ندیده‌ام‌، ولی‌ به‌ این‌ قانع‌ام‌ که‌ ببینم‌ آن‌ که‌ در گور است‌ جهانِ مرگ‌ را چگونه‌ دیده‌ است‌.»

در شعرِ معاصرِ ما، بر خلافِ شعرِ کهن‌، به‌ندرت‌ پیش‌ می‌آید که‌ شعرهایِ یک‌ مجموعه‌ همگی‌ درون‌مایه‌ی واحدی‌ داشته‌ باشند؛ مگر درون‌مایه‌هایِ عاشقانه‌ و اجتماعی‌ که‌ بسیار گسترده‌اند. شاید طبعِ معاصران‌ داشتنِ درون‌مایه‌ی واحد را چندان‌ اساسی‌ نمی‌داند و عواملِ دیگری‌، همچون‌ ترتیبِ زمانی‌، سبک‌، قالب‌ و جز آن‌ها، در شکل‌گیریِ مجموعه‌هایِ شعرِ شاعران‌ مؤثرتر است‌ تا درون‌مایه‌ی واحد. اما  هفتاد سنگ‌قبر  از مستثناهایِ این‌ آمار است‌؛ همه‌ی شعرهایِ این‌ مجموعه‌ درون‌مایه‌ی مشخص‌ و واحدی‌ دارند.

شعرگویی‌ برایِ سنگ‌قبرها در ادبیاتِ ما سابقه‌یی طولانی‌ دارد. اما تقریباً هر‌ آنچه‌ بر سنگ‌قبرها می‌نوشته‌اند، از ماده‌ تاریخ‌ گرفته‌ تا مرثیه‌ها، در بزرگ‌داشتِ مردگان‌ بوده‌، نه‌ درباره‌ی خودِ مرگ‌. اما، هسته‌ی اندیشگیِ سنگِ‌قبرسروده‌هایِ رویایی‌ خودِ مرگ‌ است‌، منتها بنابر همدلیِ شاعر با صاحبِ قبر.

 

تقریباً شک‌ ندارم‌ که‌ فکرِ اصلیِ مجموعه‌ی  هفتاد سنگ‌قبر  متأثر از کتابِ خفته‌ی‌ سنگی‌  است‌. البته‌، تأثیرِ رویایی‌ از دیزدار ــ  که‌ رویایی‌ او را خوب‌ می‌شناسد  ــ تأثیری‌ کلی‌ و در حدِ «فکرِ اصلی‌» بوده‌ است‌، وگرنه‌ روشِ کارِ دیزدار و رویایی‌ تفاوت‌هایِ عمده‌یی دارد. وانگهی‌، باید دانست‌ ذکرِ این‌ که‌ رویایی‌، در  هفتاد سنگ‌قبر ، تحتِ تأثیرِ دیزدار بوده‌، به‌ هیچ‌ روی‌، از اهمیتِ کارِ رویایی‌ نمی‌کاهد، بلکه‌ مقصود از بیانِ این‌ نکته‌ معرفیِ دست‌مایه‌ها و منابعِ ذهنیِ رویایی‌ است‌، شاعری‌ که‌ تجربه‌هایِ گسترده‌ و بدیعِ زبانی‌ و فرمی‌اش‌، خود، همواره‌ بخشی‌ از دست‌مایه‌ها و منابعِ ذهنیِ برخی‌ از دیگر شاعرانِ معاصر بوده‌ است‌.

 

نخست‌، باید از نحوه‌ی آشناییِ رویایی‌ و دیزدار سخن‌ گفت‌. رویایی‌، در تابستانِ 1348، در سفر به‌ یوگسلاوی‌ و شرکت در فستیوالِ شعرِ آن‌ کشور، با دیزدار آشنا شد. خلاصه‌ی حکایتِ این‌ آشنایی‌، بنابر آنچه‌ خودِ رویایی‌ نوشته‌، چنین‌ است‌:

در آن‌ فستیوال‌، شاعران‌ شعرِ خود را می‌خوانند و ترجمه‌ی هر شعر نیز هم‌زمان‌ قرائت‌ می‌شود. به‌ رغمِ آن‌ که‌ اغلبِ حاضران‌ رویایی‌ را شایسته‌ی‌ برنده‌شدن‌ در این‌ فستیوال‌ می‌دانند، شبِ آخر توصیه‌یی‌ می‌رسد که‌ امسال‌ باید شاعری‌ یوگسلاو برنده‌ شود و قرعه‌ به‌ نامِ دیزدار می‌افتد. رویایی‌ می‌نویسد: «هم‌ بور شدم‌، هم‌ خوش‌حال‌. بور معلوم‌ است‌ چرا شدم‌ و خوش‌حال‌، برایِ این‌ که‌ به‌ شاعری‌ داده‌ شد که‌ در فستیوال‌ از همه‌ با من‌ رفیق‌تر بود   ]...  [ مک‌دیزدار شاعری‌ از جمهوریِ سارایه‌وو است‌ که‌ به‌ دعوتِ فستیوال‌ به‌ مقدونیه‌ آمده‌ بود. همیشه‌ با هم‌ بودیم‌ و در یک‌ گروهِ پنج‌نفری‌. مِی‌خواره‌یی‌ مطبوع‌، چهل‌وپنج‌ساله‌   و با موهایی‌ به‌ سپیدی‌ گراییده‌. با چشم‌هایی‌ عارف‌، با چشم‌هایی‌ از تورم‌. در بوگومولیسم‌ و مانویت‌ مطالعه‌ کرده‌ و سنگ‌نبشته‌هایِ بوگومولی‌ را در مجموعه‌یی‌ گرد آورده‌ است‌. و از این‌ مطالعه‌، راهی‌ به‌ عرفانِ ایرانی‌ دارد. هر بار که‌ جامش‌ را بلند می‌کرد، چیزی‌ از خیام‌ و از حافظ‌ می‌خواند. هر چیز از ایران‌ نظرش‌ را جلب‌ می‌کند. درباره‌ی ایران‌ بسیار می‌داند، با من‌ از گوگوش‌ و ابوسعیدِ ابوالخیر صحبت‌ کرد.» (هلاک عقل به وقت اندیشیدن، 73)  رویایی‌، پس‌ از بیانِ نحوه‌ی آشنایی‌ با دیزدار، ترجمه‌ی خود را از شعرِ «رودخانه‌ی آبیِ» او می‌آورَد؛ همان‌ شعری‌ که‌، در فستیوالِ شعرِ آن‌ سال‌، برایِ دیزدار مقامِ اول‌ را به‌ ارمغان‌ آورده‌ بود. (همان‌جا، 74)

اما تأثیرِ فکرِ اصلی‌ از  خفته‌ی‌ سنگی‌ ، شاید به‌ اندازه‌ی شباهت‌هایِ سبکیِ این‌ دو شاعر اهمیت‌ نداشته‌ باشد. آنان‌ که‌ شعرِ دیزدار و رویایی‌ را می‌خوانند کاملاً درمی‌یابند که‌ شعرِ این‌ دو بسیار شبیه‌ است‌. به‌ویژه‌ سبکِ امروزِ رویایی‌، در دو کتابِ  لبریخته‌ها  و  هفتاد سنگ‌قبر ، که‌ با کتاب‌هایِ قبلیِ او تفاوت‌هایِ آشکاری‌ دارد.

شباهت‌هایِ سبکیِ این‌ دو شاعر چنان‌ آشکار است‌ که‌ حتا بدونِ دانستنِ زبانِ مبدأ، با دیدنِ اصلِ شعرهایِ دیزدار، و اندکی‌ دقت‌، این‌ شباهت‌ها را می‌توان‌ دریافت‌. البته‌، بر خلافِ محتوایِ دو کتاب‌، که‌ نشان‌ می‌دهد رویایی‌ از دیزدار تأثیر گرفته‌، شباهت‌هایِ سبکی‌شان‌ را، دستِ‌کم‌ به‌ دو دلیل‌، نمی‌توان‌ تأثیرگذاری‌ و تأثیرپذیری‌ تلقی‌ کرد: یکی‌ این‌ که‌ برخی‌ از این‌ ویژگی‌هایِ مشترکِ سبکی‌، از مختصاتِ اصلی‌ و پیشینه‌دارِ شعرِ رویایی‌ است‌ و دیگر این‌ که‌ محتوایِ دو کتاب‌، به‌سببِ داشتنِ درون‌مایه‌ی مشترک‌، مطمئناً باعثِ اشتراکاتی‌ در فرم‌ نیز شده‌ است‌. البته‌، تفاوت‌هایی‌ نیز در کار است‌ که‌ به‌ آن‌ها هم‌ اشاره‌ خواهد شد.

گفتنی‌ است‌ که‌ ترجمه‌ی شعرهایِ دیزدار بر اساسِ ترجمه‌ی اسپرانتویِ گزیده‌یی‌ از  خفته‌ی سنگی‌ ، به‌ قلم‌ یووان‌ زارکوویچ‌  ، صورت‌ گرفته‌ و با ترجمه‌هایِ انگلیسیِ برخی‌ از شعرهایِ او در اینترنت‌ مطابقت‌ داده‌ شده‌ است‌.

در این‌جا، به‌ برخی‌ از ویژگی‌هایِ سبکیِ مشترکِ رویایی‌ و دیزدار اشاره‌ می‌کنم‌:

1. عاطفی‌بودنِ نقشِ پیام‌. چون‌ سنگِ‌قبرنوشته‌هایِ رویایی‌ و دیزدار، هر دو، از زبانِ مرده‌یی‌ست‌ که‌ قبر متعلق‌ به‌ اوست‌، جهتِ پیام‌ به‌ سمتِ گوینده‌ و بنابراین‌ نقشِ پیام‌ عاطفی‌ است‌ و در پیام‌هایی‌ که‌ نقشِ عاطفی‌ دارند، غیر از این‌ که‌ ضمیرِ اول‌شخص‌ فراوان‌ به‌ کار می‌رود، جملاتِ انشایی‌، اصوات‌ و حروفِ ندا نیز بسامدِ چشم‌گیری‌ دارد:

یادداشتی‌ درباره‌ی چشمه‌

 

آب‌ شدم‌

جاری‌ شدم‌

 

به‌ نهر

به‌ رود

به‌ دریا

 

حالا این‌جایم‌

حالا این‌ جایم‌ بی‌تو

 

چه‌ تلخ‌

 

سرچشمه‌ام‌ را چگونه‌

باز بیابم‌؟ ( خفتة‌ سنگی‌ ، 28)

 

 

از مرگِ ساده‌ هنوز

در شگفتم‌! ( هفتادسنگ‌قبر ، 35)

 

رویایِ ریخته‌

درة‌ زیبا

مرگ‌ ( همان‌جا,37)

 

در جهانِ خوابِ من‌ این‌جا

زنده‌ها دیگر اشتباه‌

نمی‌کنند

 

این‌ همه‌ را

آه‌ اگر می‌دانستم‌! ( همان‌جا, 29 )

 

2. تکرار. به‌ نظرِ یاکوبسن‌، هدف‌ از تکرارِ کلامی‌ ایجادِ توازن‌ در وسیع‌ترین‌ مفهومِ آن‌ است‌  و تکرارِ کلامی‌ به‌ چند صورت‌ است‌: تکرار واج‌؛ تکرارِ هجا؛ تکرارِ واژه‌؛ تکرارِ گروه‌؛ تکرارِ جمله‌. انواعِ این‌ تکرارها را در شعرِ دیزدار و رویایی‌ می‌توان‌ یافت‌. در شعرِ هردویِ آنان‌ عناصری‌ هست‌ که‌ از گروه‌ یا جمله‌ی قبلی‌ در جمله‌، گروه‌ یا سطرِ بعدی‌ تکرار می‌شوند:

درآمدِ «کلامی‌ درباره‌ی کلام‌»

 

کلامِ مرده‌ را

کلامیدن‌

 

کلامیدن‌

به‌تصادم‌

/ 1 نظر / 50 بازدید
درخت ابدی

تبریک می گم، هومن جان. خیلی خوشحالم که این کلبه ی مجازی رو راه انداختی[گل] این مطلبت رو یادمه. هنوز دنبال پیدا کردن این کتابم، مک دیزدار رو می گم.