کاروَند

(پاتوق اهل قلم)

پاورقی قهوه‌ی تلخ

دوست فرهیخته‌ام، علیرضا محمودی، که سال‌ها در زمینه‌ی پاورقی‌نویسی کار کرده، می‌گفت که زمانی در ایران که پاورقی‌های حسینقلی مستعان در مجله‌ی تهران‌مصور منتشر می‌شد، مردم هر هفته منتظر ادامه‌ی داستان بودند. باسوادان جامعه که داستان را می‌خواندند آن را برای دیگرانی که سوادی نداشتند و عده‌شان کم نبود بازگو می‌کردند. هنوز پیرمردها و پیرزن‌هایی هستند که به یاد دارند در کوچه‌ پس‌کوچه‌ها عده‌ای جمع شده بودند و داستان ماشاالله خان را برای هم تعریف می‌کردند. ماشاالله خان، قهرمان داستان مستعان، به محض این که تیر می‌خورَد و دیگر داستان قرار است بعد از چند سال تمام شود، دوباره زنده می‌شود ــ مثل همه‌ی فیلم‌های قهرمانی، تیر به قلبش نخورده، چون قرار نیست فیلم تمام شود!

قهوه‌ی تلخ پاورقی امروز ماست. همه از شخصیت‌های آن حرف می‌زنند. دوشنبه که می‌شود دنبال پکیج جدید آن‌اند. دوشنبه که نمی‌آید،‌ روزهای بعد هر روز از مغازه‌ها احوال قسمت تازه را می‌پرسند که چرا نیامده. آخر هفته را باید با قهوه‌ی تلخ سر کنند و اگر نکنند در زندگی روزمره‌شان یک چیزی کم شده است. قهوه‌ی تلخ، در روزگار ما که روزنامه‌ها دیگر پاورقی جذابی ندارند، حکم پاورقی را یافته است. به‌جای این که روز دوشنبه صبح منتظر درآمدن تهران مصور باشی تا بقیه‌ی داستان ماشاالله خان را بخوانی، هر هفته روزشماری می‌کنی تا سه قسمت تازه‌ی قهوه‌ی تلخ منتشر شود و آن را ببینی.

سی‌دی جای مجله را گرفته‌ است و نظام نشانه‌ای سینما ـ تلویزیون جای بخشی از نظام نشانه‌ای متون مکتوب را گرفته است. این تجربه‌ای تازه است که پیش از آن نداشته‌ایم و به نظرم، اگر به خودی خود ارزشی نداشته باشد، دست‌کم نشانه‌ای است که بار دیگر به ما گوشزد می‌کند که داریم وارد عصر دیجیتال می‌شویم؛ کم‌ترین گواهش این است که همین فروش رکوردشکن سریال قهوه‌ی تلخ نشان می‌دهد که چه تعداد از مردم این سرزمین دی‌وی‌دی‌خوان یا رایانه دارند. همان‌طور که حضور صدها هزار ایرانی در فیس‌بوک نشان می‌دهد که فیلترگذارها از فیلترشکن‌ها عاجز مانده‌اند. تمدن و عصر دیجیتال، چه بخواهیم و چه نخواهیم، ما را با خود می‌بَرد. انگار ما را به مهمانی‌ای دعوت کرده‌اند که ناچاریم برویم. درست انگار قهوه‌ی تلخی خورده‌ایم و، بر خلاف نیمای مستشارالملک که در عالم فانتزی به گذشته رفته، ما را در عالم واقعی به آینده برده‌اند. آیا می‌توانیم از این فرصت استفاده کنیم؟

  
نویسنده : هومن عباسپور ; ساعت ۳:٤٢ ‎ب.ظ روز ٦ آبان ۱۳۸٩
تگ ها : نگاهی دیگر