کاروَند

(پاتوق اهل قلم)

تردید و فاجعه

در تمثیل کهنی چینی، سیبی بر درخت، در میان باغ، باغبان را می‌بیند که مشغول چیدن سیب‌هاست. سیب در این تردید است که خود را از میان برگ‌ها نشان دهد تا چون دیگران چیده شود یا بر درخت بمانَد و به زندگی ادامه دهد. در این تردید است که کرمی که در او رخنه کرده به‌تدریج او را می‌خورَد.

در داستان «رستم و سهراب» در شاه‌نامه‌ی فردوسی، سهراب دو بار از هویت رستم می‌پرسد: یکی هنگامی که بر تپه‌ای به لشکر ایرانیان و رستم می‌نگرد و از هُجیر درباره‌ی او می‌پرسد که هُجیر، از ترس شکستِ محتمل رستم از سهراب و به‌بادرفتن حیثیت پهلوان ایران و تاج و تخت، رستم را پهلوانی چینی معرفی می‌کند. و بار دیگر در نبرد تن‌به‌تن از خود رستم می‌پرسد که کیست و رستم از گفتن حقیقت احتراز می‌کند و خود را کسی دیگر معرفی می‌کند و بعد از آن که پهلوی پسر را می‌بُرد، به هویت او پی می‌بَرد.


در نمایش‌نامه‌ی هملت، اثر شکسپیر، هملت می‌تواند از ناپدری و قاتل پدر خود انتقام بگیرد. همه‌چیز آماده‌ی به‌مقصودرسیدن است، ولی چندان درنگ می‌کند که صحنه‌ی شمشیربازی پیش می‌آید و شمشیری زهرآگین گرترود و لایرتیس و کلودیوس و سرانجام هملت را از پای درمی‌آورَد.

در نمایش‌نامه‌ی سوءتفاهم، اثر آلبر کامو، ژان پس از سال‌ها به مهمان‌سرایی می‌آید که مادر و خواهرش آن را اداره می‌کنند. ژان خود را با نام دیگری معرفی می‌کند؛ زیرا می‌خواهد آن دو را غافل‌گیر کند و به سرزمین آفتاب و خوش‌بختی ببرد، ولی مادر و خواهرش، که مسافران ثروتمند هتل را می‌کشند و پولشان را می‌دزدند، با او نیز چنین می‌کنند و، پس از قتل، مدارک شناسایی او را از جیبش بیرون می‌آورند و به هویت او پی می‌برند.

*     *     *

اما تردید چیست؟ تردید شناخت یا تصمیمی ناکامل است که با گمان آمیخته. تردید زاده‌ی ناآگاهی و اطمینان‌نداشتن است. آدمی هنگامی درباره‌ی امری تردید می‌ورزد که بر آن اِشرافی نداشته باشد. تردید فاجعه می‌آفریند. تردید نوعی قمار است که به باخت قهرمان می‌انجامد. اگر سیب خود را با دیگران هم‌سرنوشت می‌کرد، اگر سهراب، به‌جای جُستن پدر، خود را معرفی می‌کرد، اگر هملت، بعد از آن نمایش بازسازی‌شده، زودتر دست‌به‌کار می‌شد، اگر ژان خود را زودتر معرفی می‌کرد، این همه فاجعه رخ نمی‌داد. اصرار بر غافل‌گیرکردن دیگران به قیمت پنها‌ن‌کردن حقیقت بیش از آن که به کمال مطلوب برسد، آماده‌ی ویران‌کردن است. ولی یادمان باشد که متن‌هایی ادبی می‌خوانیم و این تردید و فاجعه از وضعیت‌های داستانی و به‌ویژه تراژدی است. ولی این هم یادمان باشد که ما در ادبیات زندگی نمی‌کنیم و اشکالی ندارد که از ادبیات برای زندگی خود پند بگیریم. دست‌کم ارزش آن را دارد که تردیدمان به فاجعه نینجامد.

  
نویسنده : هومن عباسپور ; ساعت ٩:٥٢ ‎ق.ظ روز ۸ امرداد ۱۳۸٩