کاروَند

(پاتوق اهل قلم)

شعرهایی که شنیده‌ایم

بسیاری از شعرهایی که شنیده‌ایم و دیگر ضرب‌المثل شده‌اند با صورت اصیل یا کامل آن‌ها تفاوت دارد و اغلب نمی‌دانیم از کیست. برخی از این‌ شعرها را می‌نویسم:

 

ما زنده از آنیم که آرام نداریم

موجیم که آسایش ما در عدم ماست (کلیم کاشانی)

(غالبا آن را به اقبال لاهوری نسبت می‌دهند.)

 

دوستی با پیل‌بانان یا مکن

یا بنا کن خانه‌ای درخورد پیل (سعدی)

 

درس ادیب ار بود زمزمه‌ی محبتی

جمعه به مکتب آورَد طفل گریزپای را (نظیری نیشابوری)

 


تا جوان بودمی به خود گفتم

شیر شیر است گرچه پیر بوَد

چون شدم پیر نیک دانستم

پیر پیر است اگرچه شیر بوَد (سنایی)

(غالباً مصرع‌های سوم و چهارم را یک بیت تلقی می‌کنند.)

 

گفتن ز من از تو کار بستن

بی‌کار نمی‌توان نشستن (نظامی)

 

پری‌رو تاب مستوری ندارد

در ار بندی،‌ ز روزن سر درآرد (جامی)

 

دلی دارم خریدار محبت

کزو گرم است بازار محبت

لباسی بافتم بر قامت دل

ز پود محنت و تار محبت (اوحدی بلیانی)

 

چنین است رسم سرای درشت

گهی پشت زین و گهی زین به پشت (فردوسی)

(«گهی پشت به زین» می‌خوانند که، افزون بر تخریب وزن، معنای شعر را ضعیف می‌کند.)

 

سحر آمدم به کویت به شکار رفته بودی

تو که سگ نبرده بودی ته جه کار رفته بودی (حسن بیک ترکمان)

 

سایه‌ی حق بر سر بنده بود

عاقبت جوینده یابنده بود (مولوی)

(مصرع دوم در مثنوی مولانا در بیت‌های دیگری تکرار شده است.)

 

هر آن شمعی که ایزد برفروزد

کسی که‌ش پف کند ریشش بسوزد (منسوب به ابوسعید ابوالخیر)

 

هر دم از این باغ بری می‌رسد

تازه‌تر از تازه‌تری می‌رسد (نظامی)

 

امیدوار بود آدمی به خیر کسان

مرا به خیر تو امید نیست، شر مرسان (سعدی)

 

مرا کیفیت چشم تو کافی‌ست

ریاضت‌کش به بادامی بسازد (طالب آملی)

 

یک ناله‌ی مستانه ز جایی نشنیدیم

ویران شود این شهر که میخانه ندارد (کاظم قمی)

(شهر ما میخانه ندارد، ولی ناله‌ی مستانه فراوان دارد.)

 

گر بمانیم زنده، بردوزیم

جامه‌ای کز فراق چاک شده

ور بمردیم، عذر ما بپذیر

ای بسا آرزو که خاک شده (فخرالدین دهراجی)

 

این استر چموش لگدزن از آن من

آن گربه‌ی مصاحب بابا از آن تو

از صحن خانه تا به لب بام از آن من

از بام خانه تا به ثریا از آن تو (وحشی بافقی)

 

این شکم بی‌هنر پیچ‌پیچ

صبر ندارد که بسازد به هیچ (سعدی)

(بچه بودیم مصرع دوم را چنین می‌خواندیم: سیر نشود با دو سه تا ساندویچ.)

 

باش تا صبح دولتت بدمد

کاین هنوز از نتایج سحر است (کمال‌الدین اصفهانی)

  
نویسنده : هومن عباسپور ; ساعت ۱:٠٥ ‎ق.ظ روز ٤ تیر ۱۳۸٩